سيد جعفر سجادى
1605
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
كَلامِ لَفْظى - ( اصطلاح فلسفى ) كلام لفظى عبارت از سخن معمولى است كه بوسيلهء اداء حروف خاص دلالت بر معانى مخصوص كه در نفس متكلم است مىكند در مقابل كلام نفسى كه عبارت از معانى خاص است كه در نفس انسان است و بيان آن بوسيلهء الفاظ و عبارات امكانپذير است . ( از اسفار ج 3 ص 97 ، 98 - دستور ج 3 ص 134 ) . كَلْپ - ( گاهشمارى ) ريشهء هندى دارد هندوان معتقدند كه جهان را مدت معينى است و همواره يك كلپ ظهور عالم است و يك كلپ قيامت . مجددا كلپى ديگر شروع شده به منزلهء روز عالم است و كلپ بعد بمنزلهء شب و قيامت است و بالاخره چند كلپ ميگذرد تا عالم آفرينش پايان يابد و كلپ آفرينش ما . . . 432 سال است كه هر كلپى بر چهار بخش است كه هر يك را جوك يا يوك گويند و جوك چهارم كه اكنون ما در آنيم . . . 432 سال است . ( از التفهيم ص 146 ) . كَلبِ اكْبَر - ( نجومى ) يكى از صور كواكب واقع در نيم كرهء جنوبى است كه 18 ستاره داخل صورت و يازده ستارهء خارج صورت دارد به صورت سگى است واقع در پشت جوزاء و ارنب ( از صور كواكب ص 285 ) كَلبِ اصْغَر - ( اصطلاح نجومى ) يكى از صور كواكب واقع در نيمكرهء جنوبى است و يا نام دو ستاره بود واقع بر رأس توأمين . ( از صور كواكب ص 294 ) كَلبُ الجَبّار - ( اصطلاح نجومى ) ( يا كلب الاكبر ) صورتى بود جنوبى از جمله ستارگان آن . شعرى . يا شعراى يمانى است . مرزم العبور مرزم الشعرى . . . عذارى . ( كه عبارت از پنج كوكب بود در آخر مجره ) كَلبُ الرّاعى - ( اصطلاح نجومى ) ستارهء بود از صورت عواء واقع بر منكب ايمن آن ( صور كواكب ص 104 ) و آنچه بر رأس بود راعى نامند و گفتهاند نام صورت ستارههائى بود واقع برأس جاثى رجوع به جاثى شود كَلبِ مُقَدَّم - ( اصطلاح نجومى ) و يكى از صور ستارگان مرصوده است . كلب الاصغر و مقدم الكلب هم گفتهاند كه بالجمله يكى از صورتهاى جنوبى است سر آن بمانند سر كلب بوده و بقيهء اندام آن به شكل انسان است از ستارگان او است . شعراى شامى كه آن را شعراى غميصا يا غميضا هم گويند . كُلبِهء أَحْزان - ( اصطلاح عرفانى ) كلبه احزان دلى است كه بر غم هجران معشوق محزون است و وقت حزن را گويند و مرتبت خذلان سالك است كه كلبه ادبارش نيز گويند . كَلبُ الحارِث - سگ پاسبان را گويند كَلبُ الصَّيد - سگ شكار را گويند . كَلبُ الماشِيَه - سگ رونده را گويند